همه چیز درباره شش سیگما

شش سیگما چیست؟

Six Sigma  یك استراتژی تحول سازمانی است استراتژی تحولی 6sigma ، سیستمی است كه موجب توسعه وگسترش متدهای مدیریتی، آماری ونهایتاً حل مشكلات شده وبه كمپانی امكان جهش وتحول رامی دهد.

نحوه پیدایش شش سیگما:

 

نام و ایده آغازین شش سیگما به بیل اسمیت نسبت داده میشود . وی كه در دهه هفتاد و هشتاد میلادی بعنوان مهندس ارشد كیفیت و قابلیت اطمینان در كمپانی موتورولا به فعالیت مشغول بود اكنون پدر شش سیگما نام دارد . بیل اسمیت با مشاهده افزایش نرخ خطا در نتیجه افزایش پیچیدگی محصولات و اضافه شدن بر تعدادقطعات...

به نام یزدان پاک

همه چیز درباره شش سیگما

شش سیگما چیست؟

Six Sigma  یك استراتژی تحول سازمانی است استراتژی تحولی 6sigma ، سیستمی است كه موجب توسعه وگسترش متدهای مدیریتی، آماری ونهایتاً حل مشكلات شده وبه كمپانی امكان جهش وتحول رامی دهد.

نحوه پیدایش شش سیگما:

 

نام و ایده آغازین شش سیگما به بیل اسمیت نسبت داده میشود . وی كه در دهه هفتاد و هشتاد میلادی بعنوان مهندس ارشد كیفیت و قابلیت اطمینان در كمپانی موتورولا به فعالیت مشغول بود اكنون پدر شش سیگما نام دارد . بیل اسمیت با مشاهده افزایش نرخ خطا در نتیجه افزایش پیچیدگی محصولات و اضافه شدن بر تعدادقطعات آنها به نا كارآمد بودن سطح كیفیت سه سیگما پی برد و با تلفیق مفاهیم قابلیت اطمینان و تكنیك های مهندسی كیفیت ایده آغازین شش سیگما را در حضور مدیر عامل موتورولا باب گالوین مطرح نمود وی با تشخیص ژرف نگری بیل اسمیت او را به بسط تئوری شش سیگما ترغیب نمود . فرآیند گرایی به این مجموعه برنامه شش سیگما در ۱۵ ژانویه۱۹۸۷به صورت رسمی توسط باب گالوین در موتورولا معرفی و رسیدن به سطح كیفیت شش سیگما به عنوان یك هدف راهبردی ۵ ساله تعیی گردید . دانشگاه موتورولا و آكادمی ششسیگما به ریاست مایكل هری در سال ۱۹۸۸ تاسیس گردید و در همان سال شركت موتورولاموفق به دریافت جایزه ملی كیفیت مالكوم بلدریج گردید . در خلال پیاده سازی شش سیگمادر موتورولا مایكل هری بكارگیری مفاهیم مدیریت زنجیر عرضه می باشد و رسیدن به سطح شش سیگما تنها با بكار گیری تكنیك هایی نظیر طراحی نیرومند و طراحی برای شش سیگماامكان پذیر است . با این حال عمیق شدن در تعالیم بنیادین شش سیگما بهره گیری این روش از تلفیق نظریات مدیریتی  دمینگ و جوران و تكنیكهای آماری شوهارت را بوضوح آشكار می نماید.

سازمانهای پیشگام بعدی که از این روش استفاده های مفیدی نمودند عبارتند از :

 

    . Kodak

    . TI

    . Allied

    . Signal

    . IBM

· جنرال الکتریک سازمانی است که از این متدلوژی در کلیه واحدهای تجاری استفاده کرد و جهش اقتصادی ایجاد کرد.

· سونی و توشیبا در سالهای 1998 اقدام به اجرا کردند.

· در سال 2000 خودروسازیها نیز از این متدلوژی بهره مند شدند.

 

معیار های انتخاب پروژه های شش سیگما:

یکی از مهمترین عوامل در نتیجه بخش بودن پروژه های شش سیگما ، انتخاب مناسب آنها می باشد . انتخاب پروژه های شش سیگما براساس ماهیت کاری سازمان ها متفاوت است . از آنجائیکه هدف پروژه شش سیگما ، افزایش رضایت مشتری و سوددهی ( کاهش هزینه ها ) می باشد ، برخی از پروژه ها بر فرایندهای صنعتی و برخی دیگر بر فرایندهای خدماتی تمرکز دارند .

پروژه های شش سیگما باید با توجه به استراتژی های سازمان ، انتخاب گردند و تحت حمایت اهداف تجاری سازمان باشند . بطوریکه لازم است راهبر سازمان اهداف اولیه کلان شرکت ، اهداف اولیه عملیاتی را برای هر واحد کاری و خط مبنای کلیدی را قبل از انتخاب پروژه ها تعیین نماید . همچنین پروژه های شش سیگما باید از مشکلاتی انتخاب گردند که تاکنون سازمان قادر به حل مسئله نبوده است و راه حل ها مشخص نمی باشد و از طرفی پروژه ها در بازه زمانی شش ماهه پایان پذیرد و قابل پیگیری و اندازه گیری باشند .

 

اهداف شش سیگما:

 

    * کاهش نوسانات و تغییرات

    * کاهش ایرادات

    * بهبود بازدهی فرایند

    * افزایش رضایت مشتری

    * کاهش هزینه ها

    * بهبود کیفیت

    * روشی سیستماتیک جهت حل مسائل

    * تقویت بنیه رقابتی سازمان

    * کاهش سیکل زمانی ( تحویل به موقع )

 

اهداف ملموس در شش سیگما:

 

سطح سیگما                                تعداد خرابی در هر میلیون عدد                               نرخ خرابی

 

2                                                          308,537                                               30.8537

 

3                                                          66,807                                                 6.6807

 

4                                                          6,210                                                   0.621

 

5                                                          233                                                      0.0233

 

6                                                          3.4                                                       0.00034

 

 

مراحل تعریف و اجرای پروژه های 6 سیگما:

· فاز تعریف

· فاز اندازه گیری

· فاز آنالیز

· فازبهبود

· فاز کنترل

 

اهداف فاز تعریف

· تمرکز بر انتخاب پروژه مطابق اهداف استراتژیک و فرایندهای اصلی شرکت

· شناخت و تعریف دقیق مشکل

· انتخاب و تعریف دقیق پروژه

· تعریف مشخص دامنه فرایند و شناخت فرایند

· شناخت مشکل و درک درست از مسئله توسط کلیه اعضای تیم

· انتخاب شاخص های کلیدی

· انتخاب شاخص هایی جهت کمی نمودن مشکل

· مشخص نمودن نواحی بهبود

· حصول اطمینان از تمرکز روی مشتری ( شناخت و نیازمندی های مشتری)

· تخمین از منافع مادی پروژه و یا بهبود

 

اهداف فاز اندازه گیری

· تعیین شاخص ها و معیارهای اندازه گیری

· انتخاب نمودن تعدادی از معیارهای اندازه گیری

· جمع آوری داده ها بر اساس فرمت مشخص

· بررسی صحت سیستم اندازه گیری در سیستم

· نمایش داده ها به منظور نشان دادن نوسانات فرایند و وضعیت موجود

· شناخت حالات بالقوه و بالفعل خطاها

· شناخت علل بروز مشکل

· محاسبه قابلیت فرایند و سطح سیگما

 

اهداف فاز آنالیز

· تجزیه و تحلیل دقیق فرایند به منظور شناخت کامل مشکل

· شناسایی فعالیت های دارای ارزش افزوده و فاقد ارزش افزوده

· شناخت علل اصلی بروز مشکل

· تصدیق علل ریشه ای به روش های مختلف

· مشخص نمودن منافع بالقوه از حذف عیوب فرایند

 

اهداف فاز بهبود

· ارائه راه حل ها جهت حل مشکل

· ارزیابی و انتخاب راه حل ها برای علل ریشه ای شناخته شده

· مشخص نمودن ریسک ها و راه حل های اصلی

· اجرای پایلوتینگ

· اجرا و راهبری راه حل ها و برنامه های اجرایی با ریسک کمتر پس از اجرای پایلوتینگ

· ارائه یک برنامه زمانبندی شده جامع جهت بهبودفرایند مطابق اهداف ازپیش تعیین شده (بودجه،منابع و...)

 

اهداف فاز کنترل

· کنترل کیفیت و مدیریت تغییر فرایند

· استاندارد سازی و مستند کردن روش های مؤثر جهت پایایی تغییرات اعمال شده در سیستم

· حصول اطمینان از تحت کنترل بودن پروژه و تطبیق با مشخصه های ارائه شده

· ارزیابی مجدد فرایند و نشان دادن بهبودها

· تحویل فرایند ، خلاصه کردن آموخته های کلیدی و آماده کردن طرح های مقدماتی برنامه های آینده

 

موفقیت شش سیگما

اجرای موفق شش سیگما بستگی به ارتباط مفاهیم زیر دارد:

· تعهد بسیار مشهود مدیریت با نگرش بالا به پایین. کارکنان باید راهبری و هدایت فعالی را در طول اجرای پروژه ها از سوی مدیریت ارشد سازمان شاهد باشند.

· یک سیستم اندازه گیری برای ردیابی و دنبال کردن پیشرفت. این امر یک نصور ملموس از تلاش های سازمان را ایجاد می نماید.

· الگوبرداری داخلی/خارجی از محصولات، خدمات و فرآیند های سازمان. این اطلاعات زمانیکه سازمان شروع به بحث و درک راجع به موقعیت واقعی بازار فروش نمود،منجر به بروز تحولی بسیار چشمگیر می شود. این تجربه منجر به شکل گرفتن سازمان بر اساس فلسفه حل مسئله می شود.

· گسترده کردن اهداف برای تمرکزافرادبرتغییر فرآیند ها به طوریکه کارها انجام گردد. این امر منجر به ایجاد نرخ نمایی در بهبهود می شود.

· آموزش کلیه سطوح سازمان : بدون آموزش های لازم افراد نمی توانند نگرش و فلسفه بهبود را کاملا درک نمایند.

· نمونه های موفق برای نشان دادن اینکه متدولوژی شش سیگما چگونه ایجاد می شود و نتیجه می دهد.

وجود راهبر((Championو کمربند سیاه Black) Belt) برای حمایت شروع پروژه و تهیه برنامه ریزی لازم، آموزش و مشورت در کلیه سطوح سازمان

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1388    | توسط: نوید صادقی    |    | نظرات()